سفینه خیالی

 

سکوت پنجره ها قهر پرده ها سخت است

بدون یار نشستن در این سرا سخت است

 

سلام اگرچه نکردی بپرس از دل من

مگر دوباره بفهمی که حال ما سخت است

 

شبیه عاشق دیوانه در بیابان  ها

به تیر طعنه ی معشوق ای خدا سخت است

 

تمام هستی من ، تار و پود من او بود

تمام پود من از تار من جدا سخت است

 

اگرچه لاف صداقت به غربت آسان است

چو می شناسمت ای دوست آدعا سخت است

 

حراج هستی خود کرده ام در این بازار

به روی دست خودم مانده ام چرا سخت است ؟

 

منتشر شده / همسفر با یاس

                                     

 

/ 0 نظر / 17 بازدید